FA EN
به منظور تقدیر از رسانه های حامی بهزیستی، طرح " همیار رسانه بهزیستی" برای اولین بار در کشور توسط روابط عمومی بهزیستی  خراسان رضوی اجرا می شود.                                                                                                                                        .

به مناسبت هفته بسیج برگزار می شود

به مناسبت هفته بسیج برگزار می شود

خلاصه خبر پنجشنبه 28 آبان 1399

مسابقه تهیه پادکست از زندگی یک شهید نوجوان برای فرزندان کارکنان بهزیستی خراسان رضوی

پایگاه بسیج کارکنان بهزیستی خراسان رضوی به مناسبت هفته‌ی بسیج، یک مسابقه تهیه پادکست از زندگی‌نامه‌ی یک شهید نوجوان در دفاع مقدس، برای فرزندان کارکنان بهزیستی در رنج سنی 10 تا 15 سال برگزار می‌کند.

در این مسابقه، فایل زندگی‌نامه‌ی مختصر شهید جعفر مهنه به اضافه‌ی بخش کوتاهی از کتاب خانم هاشمی که در این خصوص نگارش یافته، برای شرکت‌کنندگان ارسال می‌شود و کودکان شرکت‌کننده، از حاصل برداشت خود از زندگی این شهید، یک پادکست تهیه و برای دبیرخانه مسابقه در ستاد بهزیستی استان ارسال می‌کنند.

به گزارش پایگاه بسیج کارکنان بهزیستی خراسان رضوی، این مسابقه به منظور آشنایی کودکان با فرهنگ شهادت و ایثار برگزار می‌شود.

این گزارش می‌افزاید: پادکست‌های تهیه شده کمتر از یک دقیقه بوده و مهلت ارسال آنها تا پایان آبان‌ماه است.

گزارش رسیده حاکی است پادکست‌های برگزیده علاوه بر دریافت جایزه این افتخار را خواهد داشت که در سایت بهزیستی خراسان رضوی منتشر شوند.

آنچه در پی می‌آید بخشی از زندگی‌نامه‌ی شهید سید جعفر هاشمی مهنه است:

... جنگ که شروع شد سیدجعفر هنوز ۱۵ سالش تمام نشده بود. دلش می‌خواست برود جبهه، اما مسئول ثبت‌نام به خاطر سن و سالش زیربار اعزام او نمی‌رفت. چهره و صورت بی‌ریش و سبیلش داد می‌زد که هنوز سنش به ثبت‌نام و جبهه رفتن نمی‌خورد. همه بچه‌ها در شناسنامه‌شان دست می‌بردند، اما سیدجعفر صورتش را دست‌کاری کرد. مادرش تعریف می‌کند: «یک روز آمد و گفت که مادر با مداد مشکی برایم ریش و سبیل بکش. می‌خواهم بروم برای جبهه ثبت‌نام کنم! خلاصه هرطور بود با مداد روی صورتش یک سبیل کشیدم. جوری که کسی متوجه نشود. از خانه رفت بیرون و خیلی طول نکشید که دیدم خوش‌حال و خندان برگشت. پرسیدم سیدجعفر چه شد؟ گفت ثبت‌نامم کردند. خلاصه با همان سبیلی که من برایش کشیدم سال ۵۹ رفت جبهه و اگر اشتباه نکنم اولین عملیاتی هم که شرکت کرد فتح‌المبین بود. راستش سیدجعفر می‌دانست شهید می‌شود؛ این را مطمئنم. یکی از همان روزهایی که آمده بود مرخصی، دیدم در باغچه خانه دارد درخت می‌کارد. گفت مادرجان! می‌خواهم این‌ها از من یادگاری بماند...

 

 

فرم ثبت نظر کاربران